على ربانى گلپايگانى
24
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
كردند و گفتند او امام ( بلافصل ) پس از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله است و معتقدند كه امامت از فرزندان او بيرون نخواهد بود . « 1 » ابن خلدون نيز گفته است : « شيعه در اصطلاح قدما و متأخّران از فقها و متكلّمان بر پيروان على عليه السّلام و فرزندان او اطلاق مىشود . به اعتقاد آنان امامت از اركان دين است و على عليه السّلام توسّط پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به امامت پس از او نصب گرديده است » . « 2 » ابو الحسن اشعرى در تعريف شيعه گفته است : « بدان جهت آنان را شيعه ناميدهاند كه از على عليه السّلام پيروى كرده و او را بر ساير صحابهى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مقدّم مىدارند . « 3 » مقصود از مقدّم داشتن على عليه السّلام بر ديگر صحابه همان اعتقاد به امامت بلافصل آن حضرت است . در اين كاربرد ، اعتقاد به امامت بلافصل على عليه السّلام و منصوص و منصوب بودن امامت آن حضرت و اينكه امامت در فرزندان او از نسل فاطمهى زهرا عليها السّلام استمرار خواهد داشت محور و اساس به شمار مىرود . شيوع اين اصطلاحات تا حدّى است كه لغت شناسان نيز پس از ذكر معناى لغوى لفظ شيعه يادآور شدهاند كه كاربرد غالب اين لفظ ، مخصوص كسانى است كه ولايت على عليه السّلام و اهل بيت او را برگزيدهاند . عبارت قاموس در اينباره چنين است : « و قد غلب هذا الاسم على كل من يتولّى علياً و اهل بيته حتّى صار اسماً خاصّاً لهم » . « 4 »
--> ( 1 ) . التعريفات ، ص 93 . ( 2 ) . مقدّمهى ابن خلدون ، ص 196 ، ط دار القلم ، بيروت . ( 3 ) . مقالات الاسلاميين : 1 / 65 . ( 4 ) . القاموس المحيط : 3 / 47 .